|
رایة العباس هر روز در انتظار آمدنت هستیم ... یا صاحب الزمان
|
هيئت راية العباس دانشگاه لرستان عضويت افتخاري ؛ اگر شما هم مشتاقید در حلقه ی محبا ن حضرت عباس (علیه السلام) وارد شوید .کافیست عبارت "محب العباس" را همراه با کلمه "آقا" یا "خانم" به شماره ی زیر پیامک کنید.تا عضو افتخاری هیئت شوید. تا هم در کارهای خیر ی که این هیئت بانی آن شده شریک معنوی شویدو هم از طرف هیئت برای شما پیامک ارسال خواهد شد. ضمنا اگر مایلید نام شما در مکان های مذهبی(کربلا-مشهد-قم و...) و یا در نماز شب و... توسط اعضای هیئت برده بشه .نام و نام خانوادگی خود را برای ما ارسال کنید) تا کنون هیئت حدود 400نفر عضو گرفته است. و اگر دانشجوی دانشگاه لرستان هستید و یا مایل بودید در برنامه های ما همکاری کنید به ما خبر دهید... حتی از راه دور هم با شما همکاری میکنیم. شماره پیامک هیئت : ۳۰۰۰۹۹۰۰۶۶۱۳۳۰ شماره حساب هيئت : 9610602018 بانك تجارت به نام ابوالفضل عبدي [ دوشنبه 20 تیر1390 ] [ 13:40 ] [ خادم ]
[ ]
ای منیم سروریم ابوالفضل
ای منیم سروریم ابوالفضل
یولدادی گوزلریم ابوالفضل
شامیده دوشموشم ایاقدان
داده گل یاوریم ابوالفضل
زینبین گوزلری باخور یوللاریوه
هارداسانقربانام اوزون قوللاریوه ... استاد زنجانی [ شنبه 30 اردیبهشت1391 ] [ 8:2 ] [ خادم ]
[ ]
ای دل مددی آمده ام بر در عباس ...
ای دل مددی آمده ام بر در عباس تا بوسه زنم بر حرم اطهر عباس باب قمر هاشمیان باب بهشت است نازم به تجلای رخ انور عباس بر سلطنت و کاخ نشینی چه نیازش در شهر وفا هر که شود نوکر عباس گر تشنه فیضی به در ساقی عشق آی تا مست شوی تا ابد از ساغر عباس دلهای حزین نغمه یا فاطمه دارند بر گوش رسد زمزمه مادر عباس داغ غم سقا به دل ام بنین است سوزد جگرش چون دل پر اخگر عباس می گفت عمود حرم دین پسرم بود هر چند شکسته به عمودی سر عباس استاد کلامی زنجانی [ شنبه 30 اردیبهشت1391 ] [ 7:59 ] [ خادم ]
[ ]
ای دشمن حق، ما دلیر و حق پرستیم برگرد تا سربند یا زهرا (س) نبستیم ای مگس،عرصه سیمرغ نه جولانگه توست.... آقای!شاهین نجفی!سلام!تعجب نکن اگر تو را "آقا" صدا می زنم و تو را سلام می گویم! این بزرگ منشی را از آقای کلّ دنیا امام ازلی-ابدی مان یاد گرفتیم.همان" نقی"(علیه السلام) که تو سعی داشتی با دهان کثیفت مقامش را آلوده کنی و آنچه نتیجه اش شد فرو رفتن خودت در غرقاب گمراهی هایت بود... بیشتر دست و پا بزن آقای! شاهین نجفی! بیشتر دست و پا زدنت را دوست دارم!چون می بینم چگونه داری به "گند" کشیده می شوی! تو نمی توانی چیزی را خراب کنی...نه اندازه اش هستی نه قدرتش را داری... اصلا چگونه می توانی "نور" را خاموش کنی؟ چرا فکر می کنی چون سیاهی تمام قلب کوچکت را گرفته پس باید سیاهی و پلیدی هم قلب آفرینش را بگیرد! راستش را بگیر! خودت در خلوت شیطانی ات به این فکر جاهلانه ات نخندیدی؟ "فرمانده ات" ابلیس زمانی که داشتی قلاّده اش را به گلویت می بستی نیز برایت تأسف می خورد! «چون حکایت شیطان که به انسان گفت کافر شو و چون [وی]کافر شد گفت من از تو بیزارم زیرا من از خدا،پروردگار جهانیان می ترسم.(حشر16)» و تو چقدر قابل تأسفی آقای شاهین نجفی! زمانی قابل تأسف تر می شوی که می خواهی با تلاش زیاد "مقوایی" بودن را بچسبانی به "امامت"... و احتمالا کلی خودت و ارباب های خودت را خوشحال کرده ای از این ترکیب ادبی! و مثل تمام گمراهان به حسّ "قدرت" رسیده ای!! چقدر تو مضحکی پسر! و چه تلاش بیهوده ای که خواستی "نور" را در خاک فرو بری...حق داشتی! تمام زندگی ات مثل افکارت و مثل ترکیب های ادبی ات مقوایی است! مقوایی بود که با اندک نگاه شیطانی سوخت و تو در عالم نئشگی ات فکر کردی که این فصل آتش بازی است!و فکر کردی اینها که دارند در زندگی ات می سوزد رقص آتش دخترکانی است که اطرافت را با عطر تیز "هات..." پر کرده اند... و تو چقدر این "شهوت "را دوست داری! و چقدر دلت می خواهد "متفاوت " باشی! و چقدر دست و پا می زنی که بگویی "من هم هستم"! و برای این استخوان لیسیدن ها چاره ای نداشتی جز کاری که سالها ارباب هایت کردند!آمدی و برچسبی قشنگ زدی روی مستی های پَستت! و از غم نان گفتی! شاید سودا زده شدی که فکر کردی دنیا و دنیاییان منتظر بودند که تو بعد از خزعبلاتت"نیم" کلمه هم از غم نان بگویی! و بیدارشان کنی...! بیدار شو آقای! شاهین نجفی! و به راستی اگر بیدار شدنی بودی، به این حد از رذالت نمی رسیدی...که در نهایت ناتوانی بتازی به آنچه و آنکه میدانی قرار است بساط حنجره ات را جمع کند! و چقدر دوست دارم آن روز را ببینم که در محضر خدا ایستاده ای و حنجره ات از دست تو می نالد و شهادت می دهد که تو با تعفن به قهقرا کشاندی اش! آقای! شاهین نجفی! تو حتی اندازه ی نوشتن این بیانیه ها هم نیستی...حتی در حد تأسف خوردن هم نیستی... اما وقتی این "خون" به جوش می آید و این "رگ" از غیرت آسمانی اش به آن آسمانی ها،می زند بیرون... با خودم می گویم شاید نوشتن چند خط کمی آرامم کند!و چقدر این کلام بیدار کننده است اگر "خواب" باشی!و نه اینکه خودت را به خواب زده باشی! و این وزوز تو موجب شد تا دعایی که از امام معصوم یاد گرفته ایم را در سجده شکرمان ذکر کنیم که: «االحمد لله الذی جعل اعداءنا من الحمقاء» بیانیه دانشجویان فعال نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه لرستان. [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 18:28 ] [ زينبيون ]
[ ]
داستان زیر واقعیست. دیروز غروب داشت توی محوطه آپارتمان قدم میزد که ناگهان افتاد بر زمین و ... " اناالله و انا اليه راجعون" دکترا گفتن سکته و ایست قلبی عامل مرگ بوده... ما انسانها چقدر ضعیف هستیم!!؟ کی از چند دقیقه بعد خود خبر داره !!؟ بیاید طوری زندگی کنیم که انگار هر لحظه ممکنه بمیریم ... تا حالا فکر کردی چی داری برا اون دنیا ؟! بجز گناه ؟ واقعا چیزی داریم ...؟ [ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 9:38 ] [ خادم ]
[ ]
باغبان هستي: مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند. گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت. خشم لبريز از مهرباني: مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم. [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 0:11 ] [ زينبيون ]
[ ]
خداياهرچه دوست داشتم ازمن گرفتي،به هرچه دل بستم دلم راشكستي،تابه چيزي دل نبندم وكسي رابه جاي تونپرستم،فقط تورابخواهم،بخوانم،بجويم وبپرستم...شهيدچمران
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ] [ 20:12 ] [ محب ]
[ ]
تقصیر من است اینکه کم می آیی هرگاه شدم اسیر غم می آیی این جمعه و جمعه های دیگر حرف است آدم بشوم ، سه شنبه هم می آیی . . . اللهم عجل لولیک الفرج
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ] [ 20:6 ] [ محب ]
[ ]
توصیه به خواندن زیارت آل یاسین امام زمان (ع) در توقیع شریفی می فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همانگونه که خداوند متعال فرموده است بگوئید: ... سلامٌ علی آل یاسین.... .»(1)
توصیه به خواندن دعای ندبه یکی از بازرگانان اصفهانی که مورد اعتماد گروهی از دانشمندان بود، در عالم رؤیا به محضر امام زمان (ع) مشرف می شود و از ایشان می پرسد: «فرج شما کی خواهد رسید؟» می فرمایند: «نزدیک است، به شیعیان ما بگوئید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند.» (2) توصیه به خواندن دعای فرج مرحوم شیخ طبرسی (ره) در کتاب «کنوز النجاح» نقل می کند: ابوالحسن محمد بن احمد بن ابی اللیث از ترس کشته شدن به قبر امام کاظم (ع) و امام جواد (ع) پناه آورد. در عالم رؤیا امام زمان (ع) را زیارت کرد. آن حضرت این دعا (دعای فرج) را به او تعلیم دادند و او به برکت خواندن آن، از کشته شدن نجات یافت.
توصیه به خواندن نماز شب، زیارت جامعه، زیارت عاشورا در تشرف مرحوم سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی (ره) که از مسافرت حج از قافله جدا می شود و راه را گم می کند، به او می فرمایند: «نافله (نماز شب) را بخوان تا راه را پیدا کنی.» او نماز شب را می خواند بعد به او می فرمایند: «زیارت جامعه را بخوان.» ایشان زیارت جامعه را از حفظ می خوانند. بعد می فرمایند: «زیارت عاشورا را بخوان.» او زیارت عاشورا را نیز از حفظ می خواند با تمام لعن و سلام و دعای علقمه، آنگاه او را سوار بر مرکب می کند و می فرماید: «چرا شما نافله نمی خوانید؟ نافله. نافله. نافله» و باز می فرماید: «چرا شما عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا. عاشورا. عاشورا.» بعد می فرماید: «چرا شما زیارت جامعه نمی خوانید؟ جامعه. جامعه. جامعه.» سپس می فرماید: «اینها دوستان شما هستند که در کنار نهر آبی فرود آمده اند تا برای نماز صبح وضو بگیرند.» (3)
توصیه به خواندن صحیفه سجادیه مرحوم مجلسی (ره) در کتاب «روضه المتقین» در شرح «من لا یحضره الفقیه» می گوید که در اوایل بلوغ در مسجد قدیم اصفهان میان خواب و بیداری حضرت صاحب الزمان (ع) را دیدم، گفتم: «مولای من! چون نمی توانم همیشه خدمت شما شرفیاب شوم کتابی به من عنایت کنید که همیشه به آن عمل کنم.» آن حضرت به واسطه شخصی نسخه ای از کتاب صحیفه سجادیه را به ایشان می دهند و بعد از مدتی به برکت وجود امام زمان (ع)، کتاب شریف صحیفه سجادیه اشتهار می یابد.(4)
توصیه به خواندن زیارت امین الله در تشرف مرحوم حاج علی بغدادی به محضر امام زمان (ع)، او می گوید: همراه با امام زمان (ع) داخل حرم مطهر امام کاظم (ع) و امام جواد (ع) شدیم و به ضریح مقدس چسبیدیم و بوسیدیم. بعد به من فرمود: «زیارت بخوان.» گفتم: «سواد ندارم.» فرمود: «برایت زیارت بخوانم؟» عرض کردم: «آری» فرمود: «کدام زیارت را می خواهی؟» گفتم: «هر زیارت که افضل است.» فرمود: «زیارت امین الله افضل است.» آنگاه مشغول به خواندن زیارت امین الله شدند.(5)
دعا برای فرج امام زمان (عج) آقا میرزا محمدباقر اصفهانی (ره) می گوید که شبی در خواب گویا مولایم، حضرت امام حسن مجتبی (ع) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنند و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمایید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»(6) در تشرف مرحوم آیت الله حاج سید محمد فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، امام زمان (ع) فرمودند: «از علایم ظهور، فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندند شما برای فرج من دعا کنید.»(7)
[ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 23:36 ] [ زينبيون ]
[ ]
ناله های ام البنین
دوبـاره بـوی بقیــــع و مـدینــه می آیــــد دوباره زمزمه غم ز ســــــــینه می آیـد
دوبـاره مـرغ دلـم ســــــر به زیـر پر بـرده که سوز ناله به سودای چشم تر برده
نشـسته گوشــه اندوه و ناله ســـر داده ز ســـــــوز ناله ام البنین خبـــــر داده:
« منـم که سـایه نشین و جـود مـولایم کنیز خانه غم ، خـــــــاک پای زهرایم منم که خانه به دوش غم علی هستم منم که همقدم محنت ولی هســتم
منم که شـاهد زخـم شکسـته ابـرویـم انیس گریه به یاس شکستـه پهلویم
منم که در همه جا در تب حسـن بودم منم که شاهد خون لب حسـن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم خـدای را به جمال حسیـن می دیدم
منم که بوده دلم صبـح و شـام با زینب منم میان همـه ، هم کـلام بـا زینـب
منم که سوگ گلستـان و باغبـان دارم به سینـه زخــم غــم کربلائیـان دارم
منم که ظـهر عطـش را نمی برم از یـاد چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
«منم که مادر عشق و امید و احساسم فــدای یک سـر موی حســین عباسـم»
[ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 22:48 ] [ زينبيون ]
[ ]
![]() ام البنین مادر حضرت عباس بعد از واقعه عاشورا هر روز دست عبید الله فرزند قمر بنی هاشم را می گرفت و به بقیع می رفت و آنچنان گریه می کرد که در و دیوار را به گریه می آورد، حتی مروان بن حکم با آن شقاوت و عداوتی که با خاندان پیامبر داشت بر او می گذشت در اثر مرثیه مادر ابوالفضل می ایستاد و گریه می کرد. ترجمه یکی از اشعاری که از ایشان نقل شده اینست: ای کسانیکه دیده اید عباس را، بر گله گوسفندان حمله می کرد و پشت سرش فرزندان حیدر کرار که هر یک شیری شجاع اند. به من خبر دادند که عمود آهنین بر سر فرزندم زده اند. دلها برای شیر بچه ام بسوزد که عمود را وقتی بر سرش زدند که دست هایش قطع بود. که اگر شمشیر در دستت بود هیچ کس جرئت نزدیک شدن به تو را نداشت. خانم فدای ناله هات!!!!! منبع(سایت تبیان)
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 21:58 ] [ محب ]
[ ]
يا علمدار حسين فردا سالروز وفات يا بهتر بكم؛ شهادت حضرت ام البنين است و من در جوار حرم امام علي عليه السلام هستم, جاي غريبيست... از طرف همه اعضاي هيأت نايب الزياره هستيم... مادري كه درس شجاعت,بصيرت,وفا,ادب و... را به حضرت عباس عليه السلام أموخت. حضرت عباس به مادرشان حساس بود ... شهادتشان تسليت باد أجرك الله يا صاحب الزمان
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 12:56 ] [ خادم ]
[ ]
به نام خدا در این نوشتار با استفاده از روایات معصومین علیهم السلام، می خواهیم به این نکته برسیم که در صبح گاهان برکتی ویژه برای کسب رزق و روزی و تلاش در جهت تأمین نیازها و همچنین کسب علم و روزی معنوی وجود دارد.
برکت در صبح زود است
1. در روایتی از کتاب غرر الحکم می خوانیم: بَاكِرُوا فَالْبَرَكَةُ فِی الْمُبَاكَرَةِ وَ شَاوِرُوا فَالنُّجْحُ فِی الْمُشَاوَرَةِ (1)
مرحوم آیت الله آقا جمال الدین خوانسارى در ترجمه و شرح مختصر آن می نویسند: «مباكرت كنید یعنى بامداد متوجه كارها گردید، زیرا كه بركت در مباكره است. یعنى حق تعالى سعى در بامداد را بركتى دهد كه سعیهاى در اوقات دیگر را ندهد، و مشورت كنید پس فیروزى در مشورت كردن است، زیرا كه عقلها یارىِ هم كنند و حق تعالى به سبب این كه جمعیت و الفت مردم را با یكدیگر دوست مىدارد، یارى همه كند.» (2)
2. رسول الله صلوات الله علیه و آله فرمود: إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمُ الْحَاجَةَ فَلْیُبَكِّرْ إِلَیْهَا وَ لْیُسْرِعِ الْمَشْیَ إِلَیْهَا (3) هر گاه یكى از شما به حاجتى اقدام كند بامدادان و با شتاب به سوى آن رود. (4)
3. و فرمود: بَاكِرُوا بِالْحَوَائِجِ فَإِنَّهَا مُیَسَّرَةٌ (5) ؛ بامدادان حوائج خود را طلب كنید كه آن آسان است. (6)
4. آن حضرت (ص)، به امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: یَا عَلِیُّ اغْدُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ- فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَارَكَ لِأُمَّتِی فِی بُكُورِهَا (7) اى على! بامداد را به نام خدا بگشا كه خداى تعالى بركت داده به امتم در بامداد آنها. (8)
برکت صبح، خصوصا برای رزق
5. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: باكروا فی طلب الرّزق و الحوائج فانّ الغدوّ بركة و نجاح (9) بامدادان وصبح زود، دنبال روزى و نیازهاى خود بروید زیرا سحر خیزى مایه بركت و رستگارى است. (10)
6. همچنین در روایتی از پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله آمده است: اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ وَ الْبُكُورُ مُبَارَكٌ یَزِیدُ فِی جَمِیعِ النِّعَمِ خُصُوصاً فِی الرِّزْق وَ حُسْنُ الْخَطِّ مِنْ مَفَاتِیحِ الرِّزْقِ وَ طِیبُ الْكَلَامِ یَزِیدُ فِی الرِّزْق (11) روزى را با صدقه فرود آورید، و بامدادان بكار رفتن بركت دارد و به همه نعمتها می افزاید، به ویژه در رزق؛ و خط خوب از كلیدهاى روزی است و شیرین سخنى روزى را افزاید. (12)
7. محمّد بن هلال مذحجى به «اسحاق» فرزند امام صادق علیه السلام گفت: قَالَ لِی أَبُوكَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (علیهما السلام) إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَاغْدُ فِیهَا- فَإِنَّ الْأَرْزَاقَ تُقَسَّمُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَارَكَ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ فِی بُكُورِهَا وَ تَصَدَّقَ بِشَیْءٍ عِنْدَ الْبُكُورِ فَإِنَّ الْبَلَاءَ لَا یَتَخَطَّى الصَّدَقَة (13)
پدرت به من فرمود: هر گاه حاجتى پیدا كردى بامدادان بطلب آن بیرون شو، زیرا كه ارزاق و روزىها پیش از طلوع آفتاب تقسیم مىگردد، و خداى متعال در ساعات نخستین روز براى این امّت بركت نهاده است، و بامدادان صدقه پرداز كه هرگز تیر بلاء و گرفتارى از صدقه در نگذرد از صدقه در نگذرد و به صاحب آن نرسد. (14)
دعای پیامبر برای برکت صبح
8. حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله فرمود: إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمُ الْحَاجَةَ فَلْیُبَكِّرْ إِلَیْهَا فَإِنِّی سَأَلْتُ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُبَارِكَ لِأُمَّتِی فِی بُكُورِهَا (15) هر گاه یكى از شما كارى داشته باشد، صبح زود به دنبال آن كار رود. زیرا من از خداى خویش خواستهام به كسانى از امّت من كه اول وقت به سر كار خویش حاضر شوند، بركت دهد. (16)
خواب بین الطلوعین نا مبارک است
9. امام صادق علیه السّلام فرمود: نَوْمَةُ الْغَدَاةِ مَشُومَةٌ تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَ تُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ تُقَبِّحُهُ وَ تُغَیِّرُهُ وَ هُوَ نَوْمُ كُلِّ مَشْئُومٍ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یَقْسِمُ الْأَرْزَاقَ مَا بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِیَّاكُمْ وَ تِلْكَ النَّوْمَة (17)
خواب صبح شوم و نامبارك است، و روزى را پس میزند، و رنگ و روى را زرد و زار میكند، و شخص را نازیبا و دگرگونه مىسازد و آن خواب همه اشخاص نامبارك است، همانا خداوند تبارك و تعالى روزىها یا روزى مخلوقات را در فاصله دمیدن صبح تا طلوع خورشید مقرّر و تقسیم می فرماید پس زنهار، از خواب در آن هنگام بپرهیزید. (18)
10. در کلمات قصار پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله می خوانیم: الصّبحة تمنع الرّزق (19)؛ خواب صبح گاهان مانع روزی است. برخی از شارحان در توضیح این روایت گفته اند: خفتن از پس نماز صبح، روزى را منع می كند؛ زیرا كه وقت قرآن خواندن است و دعا و ذكر خداى تعالى و استغفار كردن؛ پس هر كه در این وقت بخسبد، ازین جمله باز ماند و خداى تعالى بركت از وى باز دارد. (20)
صبح زود به دنبال عزتت برو
11. معلّى بن خنیس گوید: امام صادق (علیه السلام) مرا دید كه دیر به بازار آمدهام، فرمود: «اغْدُ إِلَى عِزِّك»؛ اوّل صبح در پى عزّت خود (كار و كسب) برو. (21)
12. امام صادق علیه السلام به یکی از دوستانش فرمود: «یا عبد اللَّه احفظ عزّك»؛ اى عبد اللَّه! عزّت خود را حفظ كن. پرسید: وَ مَا عِزِّی جُعِلْتُ فِدَاكَ؛ فدایت شوم، چه چیز عزّت من است؟ فرمود: «غدوّك إلى سوقك و إكرامك نفسك»؛ به بازار رفتن در بامداد، و خود را عزیز و کریم داشتن. (22)
13. آن حضرت به دوست دیگری فرمود: «ما لی أراك تركت غدوّك إلى عزّك؟»؛ چه شده است كه رفتن به جایى را كه عزّت تو در آن است ترك كردهاى؟ گفت: جنازة أردت أن أحضرها؛ در تشییع جنازهاى شركت كردم. حضرت فرمود: «فلا تدع الرّواح إلى عزّك»؛ در هر حال، رفتن در پى عزّت خویش (كار و كسب) را ترك مكن. (23)
تلاش شما در طلب رزق را دوست دارم
14. امام صادق علیه السّلام فرمود: إِنِّی لَأُحِبُّ أَنْ أَرَى الرَّجُلَ مُتَحَرِّفاً فِی طَلَبِ الرِّزْقِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: اللَّهُمَّ بَارِكْ لِأُمَّتِی فِی بُكُورِهَا (24) من دوست دارم ببینم مردى را كه براى پیدا كردن روزیش مایل است [یا طبق ترجمه دیگر:] داراى حرفه و شغلى است؛ و براى یافتن روزى سحرخیز می باشد، زیرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در حقّشان دعا كرده و از خداوند درخواست كرده است كه امّت او را كه صبح زود بدنبال كسب روزى برمىخیزند بركت دهد. (25)
15. همچنین از آن حضرت (علیه السلام) روایت است که: لَا تَكْسَلُوا فِی طَلَبِ مَعَایِشِكُمْ فَإِنَ آبَاءَنَا كَانُوا یَرْكُضُونَ فِیهَا وَ یَطْلُبُونَهَا (26) در طلب روزى و معاش خودتان تنبلى نكنید؛ و بدانید كه پدران ما براى طلب معاش مىدویدند و مىكوشیدند (و كلّ بر دیگران نمىشدند). (27)
از صبح زود به دنبال علم
16. در کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده است: اغْدُوا فِی طَلَبِ الْعِلْمِ فَإِنِّی سَأَلْتُ رَبِّی أَنْ یُبَارِكَ لِأُمَّتِی فِی بُكُورِهَا (28) در طلب علم زود خیز باشید، زیرا از پروردگارم درخواست کرده ام که به امت من در بامدادشان برکت دهد.
17. و می فرماید: أغدوا فی طلب العلم فإنّ الغدوّ بركة و نجاح؛ در طلب علم زود خیز باشید زیرا زود خیزى مایه بركت و كامیابى است. (29)
18. از آن حضرت روایت است که: اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً أَوْ مُسْتَمِعاً أَوْ مُحِبّاً لَهُمْ وَ لَا تَكُنِ الْخَامِسَ فَتَهْلِكَ (30) هر بامداد یا دانشمند یا دانش آموز یا گوش دهنده یا دوست ایشان باش، و پنجمین كس مباش كه هلاك و تباه می گردى. (31)
19. امام باقر علیه السلام از رسول اكرم صلی الله علیه وآله، روایت کردند که فرموده: اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً وَ إِیَّاكَ أَنْ تَكُونَ لَاهِیاً مُتَلَذِّذاً (32) صبح كن و روزت را بگذران كه یا عالم باشى یا علم آموز، و بپرهیز از اینكه عمرت در لذائذ غفلتزا و كامجوئیهاى زیانبخش سپرى گردد. (33)
برکت خاص برای صبح شنبه و پنجشنبه
20. امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: بُكْرَةُ السَّبْتِ وَ الْخَمِیسِ بَرَكَةٌ (34) ؛ بامدادان شنبه و پنجشنبه بركت است. (35) آقا جمال الدین خوانسارى در ترجمه و شرح مختصر آن می نویسند: بامداد روز شنبه و پنجشنبه بركت است؛ یعنى از براى كارها مثل سفر و تجارت و غیر آن، و از حضرت رسالت پناهى صلّى اللّه علیه و آله نقل شده كه دعا كردند كه «اللَّهُمَ بَارِكْ لِأُمَّتِی فِی بُكُورِهَا یَوْمَ سَبْتِهَا وَ خَمِیسِهَا» یعنى خداوندا بركت ده براى امّت من در صبحگاه رفتن ایشان بكارها در روز شنبه ایشان و پنجشنبه ایشان، و ظاهر است كه دعاى آن حضرت صلّى اللّه علیه و آله مستجاب است. (36)
21. از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده كه رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اللَّهُمَ بَارِكْ لِأُمَّتِی فِی بُكُورِهَا یَوْمَ سَبْتِهَا وَ خَمِیسِهَا (37) ؛ بار خدایا براى امت من در صبح روزهاى شنبه و پنجشنبه بركت قرار بده (38) برخی از علما در شرح این روایت، این درخواست برکت را از این جهت می دانند که امّت پیامبر بتوانند از عصر روز پنجشنبه تا آخر روز جمعه مشغول عبادت الهى باشند و آن چه در جمعه از ایشان فوت شده است، در روز پیش و پس آن جبران بشود. (39) (با تلخیص از سایت تبیان)
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 1:17 ] [ محب ]
[ ]
خدا و بنده خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان. بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم… خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟ خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله بنده: خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست ملائکه: پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد … بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری...
[ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ] [ 0:39 ] [ زينبيون ]
[ ]
آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا هرکجا پرمیکشی تو حرم امام رضا من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم جای گنبد سرمو به روی خاکا میذارم خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا گنبد طلا کجا قبرای ویرونه کجا اونجا هرکی میپره طائر افلاکی میشه تو بقیع بال وپر کبوترا خاکی میشه اون جا خادما با زائر آقا مهربونن اینجا زائرا رو از کنار قبرا میرونن تو که هرشب میسوزه صدتا چراغ دور وبرت به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت؟
[ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ] [ 0:27 ] [ زينبيون ]
[ ]
آقا باز منم آمده ام بگویم ،... سلام آقا اجازه ! آمده ام باز پشت بام ها می کنم که گرم شود دستم از بخار من سردم است می کشد آغوشم انتظار ! تا کی ؟ الی متی ؟ همه را پیر کرده ای آقا اجازه ! فکر کنم دیر کرده ای ! آخر چرا نگو که دعایت نمی کنیم شبهای سرد جمعه صدایت نمی کنیم من هر قنوت نام تو را گریه می کنم شب در سکوت نام تو را گریه می کنم حتی اگر شکوفه کند بی تو باغمان عادت کند نبود تو را چشم آسمان حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود پروانه ها اگر که تو را یادشان رود
[ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ] [ 0:19 ] [ زينبيون ]
[ ]
ای مسلمان، ای مرد، ای زن، ای جوان چقدر به امام زمانت علاقه داری واقعاًحاضر هستی جانت را فدای امام زمانت كنی بيا از فردا صبح يك چادر بردار روی سر خانمت، دخترت يا خواهرت بينداز، و يا اگر مانتوی هستند، آنها را برای خاطر امام زمانت چادری كن. وقتی زن نامحرم ميآيد دم مغازه ات با او زياد گرم نگير، بخاطر دو سه روز جيفه دنيا، خودت را جهنمی نكن، يكی از بزرگان برايم تعريف كرد: يك شب حضرت امام رضا عليه السلام را در خواب ديدم كه بدنشان مجروح است و ناراحتند. گفتم آقاجان مگر شما را مسموم نكردند پس چرا مجروحيد؟ حضرت فرمودند: اين زنهايی كه با اين وضع به اينجا میآيند و چادر ندارند و بد حجاب راه میروند و توی بازار وخيابان با اين وضع اسفبار قدم میگذارند و برای خريد به بازار ميروند وبا مغازه دارها بگو و بخند میكنند... و زلفهايشان را بيرون میاَندازند... ناراحتم و آنها نمی دانند كه با اين عملشان تيری به جان من میاَندازند و تمام اين زخمهايی كه میبينی از اعمال آنها است. هر زلفی كه بيرون باشد نيزه ای است كه به بدنم وارد میشود. دختر خانمِ تو، زلفهايش را بيرون ميگذارد و دنبال عزای حسين عليه السلام ميآيد. اين عوض ثواب، فعل حرام انجام ميدهد، پيغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم فرمود: در دوره آخرالزمان برامت من برسد كه زنهای آنها موهايشان را مثل كوهان شتر بيرون بگذارند، داريم میبينيم، تير نزنيد به دل امام زمانتان، نمی خواهد برايش خدمت كنيد. به همين اندازه اگر دوستش داری جگرش را نسوزان آدم چيزهايی میبيند كه واقعاً دلش به درد ميآيد. مرد مسلمانی كه پيراهن سياه برای امام حسين عليه السلام تنش ميكند معنا ندارد كه زنش با موهای بيرون آمده وبالباس افتضاح دنبالش بيايد، آخر اين پيراهن سياهت چيه خوش غيرت توعزادار امام حسينی آخر بابا امام حسين برای حجاب كشته شد، آخر اين كار تو يزيدی است، يزيد حجاب اهلبيت حضرت ابی عبدالله عليه السلام رابرداشت، آخر تو بدتر از يزيدی بابا باز به غيرت يزيد. ای مردم بااعمال نيك دينی تان امام زمان عليه السلام را ياری كنيد، امام زمانتان را اَذيت نكنيد. مگر نمی خواهيد آقا توی خانه های شما نگاه رحمت كند، جلوی ناموست را بگير تا بدحجاب بيرون نيايد [ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 0:53 ] [ زينبيون ]
[ ]
این قدر پی قبر من مظلومه نگردید هر جا دلتان میشکند قبر من آنجاست هر جا که عزا بر من مظلومه گرفتند ساکت ننشینید حسین و حسن آنجاست شهادت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 12:1 ] [ محب ]
[ ]
دیگر آن خنده زیبا به لب مولا نیست همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست قطره اشک علی تا به ته چاه رسید چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 11:58 ] [ محب ]
[ ]
حضرت زهرا(سلام الله عليها): سه چيز از دنياي شما محبوب من است؛ 1.تلاوت قرآن 2.نگاه به چهره رسول خدا 3. انفاق در راه خدا [ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 18:55 ] [ خادم ]
[ ]
|
|